بافت مذهبی ـ تاریخی ایران، متغیر پایدار در تحولات انقلابی است

سه شنبه 1399/07/01 - 13:26 asatid
در کمیته دستگاهی نظریه پردازی سازمان بسیج اساتید کشور مطرح ش

بافت مذهبی ـ تاریخی ایران، متغیر پایدار در تحولات انقلابی است

دکتر محمد شفیعی‌فر صاحب کرسی الگوی نظری تحول انقلابی در ایران مطرح کرد: همواره بايد شرايط و عوامل پيدايش وضعيت انقلابي در متن جامعه رصد شود و نخبگان حكومتي كه متولي اداره كشور هستند، با عملكرد و برنامه و سياست‌هاي خود، اجازه ندهند كه اين شرايط ايجاد و فراهم شود.

به گزارش روابط عمومی و مرکز رسانه‌ای نهضت استادی بسیج(ناب)، کمیته دستگاهی نظریه‌پردازی سازمان بسیج اساتید کشورکرسی ترویجی "الگوی نظری تحول انقلابی در جمهوری اسلامی ایران" را روز ، دوشنبه 24 شهریور 99  در محل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران  برگزار کرد.

دکتر محمد شفیعی فر عضو گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران در این کرس با ارائه نظریۀ خود با عنوان "الگوی نظری تحول انقلابی در ایران" در حضور هیات داوران و ناقدان کمیتۀ دستگاهی کرسی ترویجی نظریه پردازی بسیج استادان دانشگاه‌ها، مراکز آموزش عالی و پژوهشی کشور در سالن کنفرانس درودیان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: هيچ ملتي براي مسائل كم و كوچك متوسل به انقلاب و پرداخت هزينه سنگين تغییر انقلابی نمي‌­شود. مشكلاتِ منجر به انقلاب بايد زياد، كلاف سردرگُم، طولاني مدت و لاينحل گردند. در خصوص تبیین تحولات انقلابی در ایران دیدگاه ها و نظریه های مختلفی مطرح شده است، این نظریه‌ها با تکیه بر مفروضات و یا به خدمت گرفتن شواهدی از رخدادهای انقلابی در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران صورتبندی شده است که تصویر حاصل از انقلاب و علل و عوامل و الگوی رخداد آن با واقعیات جامعه ایران منطبق نیست.

گفتنی است دکتر نورالله قیصری، استاديار علوم سياسی دانشگاه تهران (دبیرجلسه)، دكتر مصطفي ملكوتيان، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران (ناقد)، دكتر عباس كشاورز شكري، دانشيار علوم سياسي و مطالعات انقلاب اسلامي دانشگاه شاهد (ناقد) و دكتر محمد مهدي اسماعيلی، استاديار علوم سياسی دانشگاه تهران (ناقد) مسئولیت برگزاری و نقد کرسی علمی ترویجی الگوی نظری تحول انقلابی در ایران را بر عهده داشتند.

کمیته دستگاهی نظریه پردازی در سازمان بسیج اساتید دانشگاه‌ها، مراکز آموزش عالی و پژوهشی کشور در هماهنگی با دبیرخانۀ هیأت حمایت از کرسی‌های نظریۀ پردازی، نقد و مناظره‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی در روزهای آینده به برگزاری کرسی‌های تخصصی دیگری در دانشگاه های کشور اقدام خواهد کرد.

در ادامه خلاصه ای از متن اصلی و چارچوب نظریه ارائه شده این استاد دانشگاه آمده است:

مقدمه، مساله و پرسش‌­ها

 در خصوص تبیین تحولات انقلابی در ایران دیدگاه‌ها و نظریه‌های مختلفی مطرح شده است، این نظریه‌ها با تکیه بر مفروضات و یا به خدمت گرفتن شواهدی از رخدادهای انقلابی در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران صورتبندی شده است که تصویر حاصله از انقلاب و علل و عوامل و الگوی رخداد آن با واقعیات جامعه ایران منطبق نیست.

بنابراین پرسش اساسی این است که؛

  • تحول انقلابی در جامعه ایرانی از چه الگویی تبعیت می‌­کند؟
  • چه متغیرهایی در وقوع تحول انقلابی در ایران موثرند؟
  • رفتار انقلابی در جامعه ایرانی تابع چه ساختارها و عواملی است؟

نظریه الگوی تحول انقلابی در ایران پاسخی به این پرسش‌­ها از منظر رهیافتی تاریخی- فرهنگی به موضوع با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی متون و اسناد تاریخی با اتکای به این مفروضات است؛

الف) متغیرهای زمینه­‌ای که ناشی از بافت مذهبی ـ تاریخی جامعه ايرانی است و به صورت ثابت، دراز مدت و پايدار ایفای نقش می‌­کند.

این دسته از متغیرها به طور مشخص در مذهب تشیع و روحیه ایرانی نمود می­‌یابد كه 14 قرن با هم همزيستی داشته‌­اند؛ اين­ ، دو ظرفيت و استعداد بالقوه انقلابی جامعه ايرانی هستند.

ب) متغیرهای نهایی که در شرایط عینی جامعه، و نیز مبانی فکری انقلاب نمود می­‌یابد و در قالب عوامل غیرثابت، شروط لازم و کافی تحول انقلابی را فراهم می‌­کند؛ اين ­دو تعيين كننده نهايی سرنوشت انقلاب­‌اند؛ هم در آغاز فرايند انقلاب و هم در فرجام نهايی و رسیدن به غایات آن.

ایده­‌ی نظری موضوع:

انقلاب همانند هر پديده عالم هستی از نظام علّی و معلولی تبعيت می­‌كند و به لحاظ فلسفی براي وقوع هر معلول بايد علت تامه آن از قبل موجود باشد؛ علت مادی، علت صوری، علت فاعلی و علت غايی. انقلاب هم از اين نظام علّي معلولي تبعيت مي­‌كند؛ به اين معنا كه هم بايد ماده انقلاب در جامعه موجود باشد و اکثریت افراد جامعه شديداً از وضع خود ناراضي باشند، هم رخداد انقلابی، بايد  صورت و تعين خاصی به خود بگيرد تا انقلاب محسوب شود و از اصلاح، جنبش، شورش، كودتا، ... متمايز گردد، هم بايد محرك و منشأ حركت و عامليت اراده انسانی وجود داشته باشد و هم ایدئولوژی  انقلاب غايت و آينده روشنی را ترسيم كرده باشد.

 

تبیین ایده نظری و متغیرهای مداخله گر

ماده انقلاب، مسائل و مشكلات و نارضايتي­‌هايی است كه با گوشت و پوست و استخوان مردم لمس می‌شود؛ به گونه‌­ای كه مردم شرايط موجود را غيرقابل تحمل مي­‌دانند و آرزوي وضع بهتری را می‌کنند كه از اين مشكلات عاری باشد. البته اين مشكلات، يكی- دو تا نيست و هيچ ملتی براي مسائل كم و كوچك متوسل به انقلاب و پرداخت هزينه سنگين تغییر انقلابی نمي­‌شود. مشكلاتِ منجر به انقلاب بايد زياد، كلاف سردرگُم، طولاني مدت و لاينحل گردند تا به مصداق مثل معروف «كارد به استخوان» برسد. اين متغير، شرط لازم وقوع انقلاب است و بدون وجود معضلات عظيم و لاينحل، انقلاب ضرورت نمي‌يابد. به همين دليل، علت مادي، يكي از متغيرهای نهايی و تعيين كنندی نقطه آغاز انقلاب است. از اين نظر، همواره بايد شرايط و عوامل پيدايش وضعيت انقلابي در متن جامعه رصد شود و نخبگان حكومتي كه متولي اداره كشور هستند، با عملكرد و برنامه و سياست‌های خود، اجازه ندهند كه اين شرايط ايجاد و فراهم شود.

وقتي اين شرايط ايجاد شد، انقلاب غيرقابل اجتناب مي‌­شود، اما بايد استعداد و روحيه انقلابی هم در متن جامعه و بافت و بستر جامعه وجود داشته باشد تا تخم انقلاب رشد كند و جوانه بزند. در هر زميني نمي­‌توان هر بذري را كاشت؛ بذر انقلاب فقط در جوامعی بالنده مي­‌شود كه آمادگي و استعداد بالقوه هم در آنجا موجود باشد وگرنه فقط نارضايتي، ايجاد شده و تداوم مي‌­يابد و حالت فرسايشی و نهادينه پيدا مي‌­كند و مشكلات جزئي از واقعيت جامعه شده و به نوعي طبيعي تلقي مي­‌شود و مورد پذيرش و تحمل جامعه قرار مي­‌گيرد؛ چه جوامع زيادي كه مشكلات را تحمل مي­كنندو دم برنمي‌­آورند!

اما اگر روحيه و ظرفيت انقلابي در جامعه وجود داشته و به اندازه كافي عميق، شديد و گسترده باشد، به اين معناست كه  متغيرهاي زمينه‌­اي انقلاب در بستر جامعه فراهم است. اين روحيه و پتانسيل انقلابي در جامعه ايراني از دو طريق تأمين شده و همواره آماده فعال شدن است؛ فرهنگ ايراني و مذهب تشيع؛ كه 14 قرن با هم همزيستي و همراهي داشته و در يك برهم­كنش متقابل، هر دو­ الهام بخش مبارزه با ظلم و ستم و سلطه هستند و توسل به ايثار و فداكاري در راه آرمان­‌هاي اجتماعي را تجويز و حتي تشويق مي­‌كنند.

بنابراين، فقط در شرايطي كه ماده انقلاب و عوامل نارضايتي در جامعه بوجود آيد، اين استعدا بالقوه، فعال مي­‌شود. اينجاست كه پاي متغير چهارم تحت عنوان مباني فكري انقلاب به ميان مي‌­آيد و رهبر يا رهبران انقلابي با توسل به متون، مفاهيم، شخصيت‌ها و آموزه‌­هاي مذهب شيعه و روحيه ايراني، شرايط موجود (علل مادي) را تفسير مي­‌كنند و ضمن نكوهش وضع موجود و ترسيم وضع مطلوب، مكتب فكري انقلاب را ارائه مي­‌دهند. مكتب فكري انقلاب، هم مدينه فاصله و حكومت مطلوب را نشان مي­دهد و هم ايدئولوژي انقلاب براي چگونگي عبور از وضع موجود به وضع مطلوب را مشخص مي­‌كند و هم سازماندهي و فرماندهي مبارزه و انقلاب عليه وضع موجود را.

اين حوزه، تحت الشعاع رهبران انقلابي است كه هم در قالب ايدئولوگ و نظريه‌­پرداز انقلاب، نظريه سياسي و نظام حكومت بعد از انقلاب را مشخص مي­‌كنند تا انقلابيون و جامعه با اميد به آينده روشن، به انقلاب ترغيب شوند و بسيج اجتماعي ايجاد گردد و هم با فرماندهي فرايند انقلاب، عملاً به سازماندهي و بسيج­‌گري در جامعه دست مي‌­زنند و بخش اعظم مردم را به عرصه مبارزه و انقلاب مي­‌كشانند و هم بعد از پيروزي انقلاب، حكومت بعد از انقلاب را براساس نظريه سياسي ارائه شده، برپا مي­‌كنند.

بنابراين، مكانيسم ارتباط و تأثير و تأثرات مابين اين متغيرها به اين صورت است كه نقطه عزيمت انقلاب، ايجاد مشكلات انبوه و متراكم و لاينحل در دوره زماني نستباً طولاني مدت است كه مردم اميدي به حل آنها ندارند و حكومت هم اراده­‌اي براي حل و رفع آنها نشان نمي­‌دهد و جامعه را به اين نتيجه مي‌­رساند كه خود براي حل مشكل، وارد صحنه شوند. از اين نظر، اكثريت عظيم مردم، ركن اصلي انقلاب هستند.

اما ايجاد مشكلات لاينحل و گسترده، فقط شرط لازم انقلاب است و بايد بستر و زمينه آماده‌­اي براي كاشتن و رشد بذر انقلاب در جامعه وجود داشته باشد و نيز رهبران قابل و لايقي كه بتوانند شرايط موجود را با استفاده از زمينه و بستر آمادة جامعه، تفسير و نكوهش كنند و با ترسيم حكومت كمال مطلوب، نويد وضعيت و جامعة بهتري را به مردم بدهند تا مردم ناراضي، براي ورود به صحنه انقلاب و مبارزه، حاضر به فداكاري و هزينه كردن شوند. اينجا مذهب تشيع و روحيه ايراني، هم منبع الهام‌­بخشي و مشروعيت بخشي به طغيان عليه نظام حاكم و هم دادن جسارت و بي­‌باكي براي حضور در صحنه مبارزه و ايثار جان و مال هستند و كافي است كه رهبران انقلابي از بستر و زمينه آمادة جامعه، اين مفاهيم را استخراج و خاطره جمعي ملت را تحريك و آنها را آماده حضور در صحنه كنند تا بسيج اجتماعي براي انقلاب ايجاد شود.

بعد از حضور گسترده و بسيج مردم، سرنوشت نهايی انقلاب به هنر و قابليت­‌هاي رهبر يا رهبران انقلابي بستگي دارد كه هم توان فرماندهي، سازماندهي و هدايت فرايند انقلاب را داشته باشند، و هم از قبل، نظريه پردازي كرده و جامعه بعد از انقلاب را ترسيم كرده باشند و بعد از پيروزي انقلاب بتوانند همان طرح ايده‌­آل را پياده كنند. از اين نظر، مباني فكري انقلاب نيز متغير تعيين كننده است؛ منتهي در سرنوشت نهايي انقلاب، همان­طور كه علت مادي انقلاب هم تعيين كننده بود؛ ولي در نقطه عزيمت انقلاب.

نتیجه و بهرۀ سیاستی

از چهار متغير گفته شده، دو متغير زمينه­­‌اي، خارج از اراده فوري نخبگان حكومتي و حتي انقلابي است، ولي دو متغير نهايي، قابل كنترل است؛ حكومت ها مي­‌تواند از فراهم شدن شرايط نارضايتي مردم جلوگيري كند و يا با حل برخي مشكلات از حجم نارضايتي‌­ها بكاهد. نخبگان انقلابي، مي­‌توانند با تفسير و نكوهش وضع موجود و ترسيم وضع مطلوب، مردم را به حكومت كمال مطلوب خود دعوت و زمينه بسيج انقلابي را فراهم كنند. البته حكومت كمال مطلوب بايد با بافتار فرهنگي و تاريخي جامعه هماهنگي نسبي داشته باشد تا اعتماد مردم را جلب كند.

انتهای پیام/

افزودن دیدگاه جدید

About text formats

Restricted HTML

  • تگ‌های HTML مجاز: <a href hreflang> <em> <strong> <cite> <blockquote cite> <code> <ul type> <ol start type> <li> <dl> <dt> <dd> <h2 id> <h3 id> <h4 id> <h5 id> <h6 id>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.
کد امنیتی
لطفا به این سوال برای جلوگیری از ارسال اسپم پاسخ دهید. Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.