عنوان سایت
یکشنبه 29بهمن 1396
مشاهده خبر
توسط بسیج اساتید صورت گرفت
گزارشی از کرسی نقد نظریه شناختی در دانشگاه علامه طباطبایی
تاریخ خبر :1393/09/16 14:12:04


دانشگاه علامه طباطبایی روز 11 آذر ماه جاری میزبان شانزدهمین جلسه کرسی نقد نظریه سازمان بسیج اساتید کشور بود.

دانشگاه علامه طباطبایی روز 11 آذر ماه جاری میزبان شانزدهمین جلسه کرسی نقد نظریه سازمان بسیج اساتید کشور بود.

به گزارش روابط عمومی سازمان بسیج اساتید کشور این کرسی نقد نظریه باعنوان"کرسی نقد نظریه با عنواننقد نظریه شناختی"از ساعت 15 الی 17روز سه شنبه 11 آذرماه در محل دانشگاه علامه طباطبایی- ،دانشکده روانشناسی برپا شد.

برپایه این گزارش؛دکتر شکوه نوابی نژاد به عنوان ارایه دهنده نظریه و هیاتی متشکل از: دکتر خدابخش احمدی دانشیار دانشگاه بقیه الله و دکتر احمد به پژوه دانشیار دانشگاه تهران هیات داوران کرسی نقد را تشکیل می دادند و بیش از 100 استاد از اعضای هیات های علمی دانشگاه­های استان تهران در این کرسی نقد نظریه حضور داشتند.

دکتر شکوه  نوابی نژاد*:
وقت آن رسیده که کلیه  نظریه های مختلف در حوزه مختلف در علوم انسانی مورد نقد و بررسی قرار بدهیم. البته کار بنده کاری مقدماتی است و امیدوارم تسهیل کننده یک مسیر عظیمی باشد در فرهنگ و اصالت دین و جامعه مان که مبانی بسیاری از نظریه ها را داریم اما چون امثال بنده کم کاری کردیم و امروز بعد از گذشت 80 سال از عمر روانشناسی وگذشت نزدیک به  نیم قرن از مشاوره، ما نظریه ای که مشابهت داشته باشد با فرهنگ و دین مان  نداریم. فراموش نباید بکنیم که روانشناسی اصلا بدون مرز نیست و باید آنچه که فرا می گیریم در فرهنگ خودمان معنا ببخشیم.


دکتر خدا بخش احمدی:

من ابتدا وقتی دعوت شدم به این جلسه به خودم اجازه ندادم که در جایگاه داور کنار استادم که هر چه یاد گرفتم از ایشان است عرض اندم کنم. اما خانم دکتر خودشان فرمودند و من هم پذیرفتم. به هر حال نقد خانم دکتر در نقد این نظریه بسیار نقد مفصل و حکیمانه ای است. نکاتی که من عرض می کنم تاکیدی است بر موارد این نقد که خانم دکتر مطرح فرمودند.

نظریه شناختی هدفمند نیست و انسان در آن باید تنها یک تفکر منطقی داشته باشد و انسان را از یک تفکر منطقی فراتر نمی بیند. اما آیا این کافی است برای ما؟ البته پیشتر برای درمان افسردگی بکار می رفته و ما را از این فراتر نمی برد و اینجاست که نظریه خلا دارد و کامل نیست.
ریچارد الیس تاکید دارد که انسان به طور بایولوژیک گرایش تفکر منفی دارد، این نکته ای قابل تامل است، هرچند که می گوید که هم تفکر منظقی و غیر منطقی در انسان وجود دارد اما انگار یک گرایش بایولوژی حتی برای تفکر منطقی دارد.

اینکه اگر انسان رها باشد به خطا و به سمت شر می رود نکته ایست که هم می توان در نقدش صحبت کرد و هم می توان در تایید آن گفت. از یک طرف از نظر دین و از طرف خداوند راهنمایانی همواره برای انسان بوده که نشان می دهد اگر راهنما نباشد انسان به لغزش می افتاد و از طرف دیگر آیا انسان به طور ذاتی گرایش به شر دارد؟ اینها موضوعاتی هستند که قابل بحث و بررسی هستند.
خانم دکتر به خوبی به بایدها و الزامات نظریه اشاره کردند که نظریه خیلی بایدها و الزامات اینها را جز افکار غیرمنطقی قلمداد می کند. این با ارزش های ما منافات دارد. ما خیلی جاها نیاز به بایدها و نبایدها داریم. در مسایل دینی هم ما احتیاج به بایدها و نبایدها داریم.

تفکر دو قطبی هم نکته ای ایست که باید تامل کرد. اگر ما تفکر دو قطبی داشته باشیم ممکن است ما را دٌگم بار بیاوردکه باید اینها از منظر قرآن و اسلام بررسی کنیم و بسنجیم.

به نظر می رسد که این رویکرد فردمحور و فردنگر است و جمع و خانواده را در نظر ندارد. خانم دکتر هم بخوبی مطرح کردند فکر منطقی که نظریه اشاره می کند منظورش کدام منطق، کدام معیار و قضاوت است؟ هر فرد و ملیت و دین باهم متفاوتند.

من تکیه کنم که این ساده اندیشی است که فقط با یک نظریه بخواهیم انسان را و مسایلش را بشناسیم و به خود او بشناسانیم و کمک کنیم مسایل اش را هم حل کند. ما باید مراجعانمان را رشد بدهیم و رشد همه جانبه در بعداخلاقی و معنوی و روابط و ... رشد تمامیت وجودی مراجعین مان.

زمان آن رسیده که ما بسنده نکنیم به یک نظریه. کاربرد آن را در جامعه مان بسنجیم که در کجا مغایرت و هم خوانی دارد با ارزش های ما و در کجا رشد و تعالی آن انسانی را که قران از آن تعریف می کند به ما می رساند. چون همان انسان می تواند به اسفل السافلین نزول پیدا کند. امید وارم که با چالش کشیدن این بحث ها آموزه های واقعی را دربیابیم.

دکترحسن ملکی:

چند نکته در باب پیشنهاد در باره ساختار مقاله عرض می کنم که اگر خانم دکتر صلاح دیدند  بکار گیرند. نقد را تقسیم کنند به چهار قلمرو نقد و هرکدام را مورد بررسی قرار دهند. البته، بخش عمده اینها را مورد عنایت قرار داده اند. شاید در ساختار و سازمان دهی دیگری.
قلمرو اول نقد فلسفی است که من پیشنهاد می کنم که مبانی فلسفی نظریه شناختی را مورد نقد قرار دهند. اعم از مبانی انسان شناختی، معرفت شناسی و ارزش شناسی.

قلمرو دوم نقد بوم شناختی است که خیلی زیبا اشاره کردند. ما نقشه راه علمی مان را از نظریه های غربی بگیریم. نئشه نظریه های غربی نشویم .در عین حال هم به آنها توجه داشته باشیم.

سوم نقد درون متنی است. برخی از این نظریه ها از نظر درون متنی پارادوکسیکال هستند و تناقض زیاد داخلش دارند.نقد ماتریالیسم شهید مطهری را بنگرید.

نقد چهارم نقد صاحب نظران است. نقدی که صاحب نظران مغرب زمین به نظریه شناختی و سایر نظریه ها دارند. بالاخره انسان ناقد و حقیقت جو همه جا هست. اگر ما بتوانیم نقد این نظریه را در این چهار قلمرو سازماندهی کنیم شاید ساختار مطلوبتری بدست آید. البته همه اینها را درقالب پیشنهاد عرض کردم.

شایان ذکر است دکتر شکوه نوابی نژاد ارائه دهنده نظریه شناختی متولد ۱۳۲۵ و از چهره های ماندگار سال1387 است. مدرک روانشناسی مشاوره و تخصص خانواده درمانی از دانشگاه ایالتی ـ نبراسکا (امریکا) اخذ کرده است و یکی از بنیانگذاران مشاوره کشور و رشته مشاوره در دانشگاه می باشد . از وی با عنوان «مادر مشاوره ایران» یاد می‌شود. استاد پایه 32 گروه مشاوره دانشگاه تربیت معلم می باشد.او استاد نمونه کشور 1380، اسطوره زن پژوهشگر ایران، رئیس انجمن مشاوره ایران و نائب رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران نیز هست. ,d دارای 34 اثر (تألیف و ترجمه) مانند: مشاوره ازدواج، خانواده درمانی، روانشاسی زن، دایره المعارف مشاوره و ... دارای 170 مقاله علمی چاپ شده در مجلات علمی ـ پژوهشی و مجموعه مقالات کنفرانس های ملی و بین المللی می باشد.



گروه خبر: اخبار سازمان,اخبار دانشگاهها,دانشگاه ها

تعداد بازديدها: 16927